خلاصه قسمت 27سریال جواهری در قصر !(جمعه همين هفته)

اين قسمت یکی از قسمت های پر جزئیات و حساس سریال است لذا دیدن این قسمت را به همه علاقمندان این سریال توصیه می کنم.
... یانگوم و مادام هن که به امید خبری خوب ، در سلول به سر می برند ناگهان توسط نگبهان زندان فراخوانی می شوند..
خاندان چویی بار دیگر از اتفاقات اخیر احساس وحشت می کنند و نگران آزادی یانگوم و هن بوده و در فکر چاره ای جدید هستند...
وزیر دست راست به دلیل عدم پاسخگویی واضح پزشکان نسبت به اوضاع ، تصمیم می گیرد از بانوان (یانگوم و هن) بخواهد دوباره غذا را با مواد اولیه روز سفر آماده سازی و آزمایش کنند.. لذا از همه می خواهد که در آشپزخانه دربار جمع شوند پس چویی وضعیت را بسیار نامساعد می یابد تا اینکه گیومیونگ دسیسه جالبی پیشنهاد می کند!
وزیران و افراد مورد نیاز همه در آشپزخانه گرد هم می آیند تا آزمایش به عمل آید!
مادام هن و یانگوم مشغول آماده سازی غذا می شوند و در این حین یانگرو شرایط را برای حیله چویی مهیا می کند لذا از یکی از خدمتکاران دربار می خواهد تا او به آشپزخانه برود زیرا مادام چویی پیام فوری برایش دارد خدمتکار ابتدا مخالفت می کند ولی یانگرو نظر او را با دادن غذای صدف دریایی شاه جلب می کند او نیز صدف های دریایی یانگرو را می خورد و دستور او را اطاعت می کند.
و بالاخره غذای اردک چشمه آماده می شود
وزیران شروع به گزینش فردی برای آزمایش غذا می کنند ابتدا پزشک مسئول را انتخاب می کنند پزشک می ترسد
و در این لحظه وزیر دیگر به دلیل نقش داشتن پزشک در این ماجرا پیشنهاد می کند فردی بی طرف گزینش شود... گزینه سربازان و یونسگ و غیره رد می شوند تا اینکه در نهایت به پیشنهاد وزیر راست و بانوی منشی های سلطنتی خدمتکاری که بدون اجازه وارد آشپزخانه شده بود و کاملاً بی طرف بود برگزیده می شود..
و لذا نقشه چویی می گیرد و خدمتکار حامل پیام اردک را امتحان می کند...
همه منتظر می مانند تا ببیند آیا حال خدمتکاری که غذا را امتحان کرده است بد می شود یا خیر در این وضعیت مادام هن به دلیل شکنجه و غیره در زندان تب می کند و یانگوم از این موضوع بسیار ناراحت است...
ناگهان خبر می رسد که حال خدمتکاری که غذا را امتحان کرده وخیم است و علایمی مشابه پادشاه دارد...
گیومیونگ به مادام هن و بانوی منشی های سلطنتی می گوید چطور صدف دریایی مسموم به خدمتکار داده و ..
وزیر سمت چپ نیز شروع به ملامت پزشک مدعی بی خطر بودن اردک ها میکند و در این راستا از او اعترافاتی می گیرد و سر نخ هایی از افسر مین جو بدست می آورد...
وزیر سمت راست دستور دستگیری مین جو را می دهد وقتی مین جو علت را جویا می شود وزیر به او می گوید الان وضعیت چندان مناسب نیست و دوست ندارد یکی از افسران خود را از دست بدهد لذا او را زندانی می کند تا در ماجرا مداخله نکند و در معرض خطر قرار نگیرد ... افسر مین جو بسیار آشفته می شود ...
وزیر چپ هم متوجه می شود که وزیر راست شروع به فعالیتهایی علیه او کرده و حتی افسری که مادام هن و یانگوم را در سفر به منطقه چشمه محافظت کرده دستگیری می کند...
محاکمه آغاز می شود و دوباره مادام هن و یانگوم متهمان اصلی پرونده می شوند...
ولی اینبار افسر محافظ بانوان در سفر هم به جمع آنها اضافه می شود و قاضی سعی می کند از او اعترافاتی مبتنی بر همدستی او با بانوان بگیرید و لذا از شکنجه استفاده می کند او در اثر شکنجه اعترافاتی دروغین می کند تا از افسر مین جو محافظت کند و ...
در این وضعیت بانو مین ، یونسنگ و دوستش بسیار نگرانند و حتی مادام چویی که مجازات آنها را به یقین مرگ می داند. بانو چویی به گیومیونگ می گوید از زن دایی خود که اینگونه مرا پرورش داده متنفرم ولی برای نجات باید حرف او را گوش دهم منبع را نابود کنم...
هنوز شکنجه ها ادامه دارد...
تا اینکه فروشنده اردک ها در اثر شکنجه زیاد همه تقصیرات را به گردن مادام هن می اندازد و بر علیه او اعتراف می کند و ...
و حتی بانو هن به خاطر آزادی یانگوم ، اعتراف می کند که او مقصر اصلی است و ...
مادام چویی آخرین ملاقات را در زندان با بانو هن می کند و از او می خواهد آرام و ساکت این دنیا را ترک کند ! مادام هن به مادام چویی التماس می کند تا یانگوم بی گناه را از این مهلکه نجات دهد ولی مادام چویی بی تفاوت از خواسته او می گذرد...
یانگوم از شکنجه گاه بدون اعتراف بر می گردد و در زندان به بانو هن خبر می دهد که افسر محافظ آخرین نفس های خود را کشید!
و مادام هن از یانگوم می خواهد که زنده بماند و راه او و مادرش را ادامه دهد ولی یانگوم ...
افسر اوگیومو که به خواسته خود رسید و زهر خود را به افسر محافظ ریخت در صدد تعیین مجازات بانوان بر می آید که خاندان چویی از او می خواهند که برای آن ها مجازات مرگ را تعیین کند و ...
افسر مین در این هنگام از وزیر راست می خواهد تا به بانوان کمک کند که لااقل سر آنها زده نشود و در این راه از مدارکی که مین جو علیه چویی و افسر اوگیومو یافته استفاده کند و به جایش او را هدف اوگیومو قرار دهد و ...
وزیر راست هم تحت تاثیر صحبت های مین جو از وزیر چپ را وادار به اعمال تخفیف می کند و سرانجام وزیر راست اعترافات دروغین و تخیلی را به شاه گزارش می کند ...
برای اجرای حکم یانگوم و بانو هن و فروشنده به محکمه احضار می شوند و حکم آنان ادا می شود...
و در نهایت یانگوم و بانو هن به عنوان پیشخدمت زن به جزیره دور افتاده جیجو تبعید می شوند...
یونسگ از بانوی منشی های سلطنتی التماس می کند تا برای خداحافظی با یانگوم برود و در نهایت بانو هن برای نشان دادن رحم خود به او اجازه می دهد !!
بانو هن آخرین نصیحت ها را به یونسنگ و دوستش می کند و از بانو مین می خواهد مراقب آنها باشد...
تبعید شدگان می بایست راه بین شهر تا قایق را پیاده طی کنند و بانو هن نیز به علت بیماری و شکنجه رمقی برای راه رفتن نداشت و بارها می افتد یانگوم از سربازان می خواهد تا بانو هن را به دوش او ببندند در عوض او سریعتر حرکت میکند سربازان نیز می پذیرند تا یانگوم او را به دوش بکشد...
در طی راه یانگوم سعی می کند مادام هن را بیدار نگهدارد تا نمیرد و او حتی از وی دستور غذاهای مختلف را می پرسد ولی مادام هن که دیگر رمقی برایش باقی نمانده بود...
+ نوشته شده توسط مرلين منسون در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت
7:28 |